ساختار سرمایه، (به انگلیسی: Capital Structure) در دانش مالی، به روشی که شرکت از طریق آن سرمایهگذاری میکند، ساختار سرمایه گفته میشود. یک شرکت میتواند در سهام عادی یا ممتاز، از طریق درآمد کسب شده (که در شرکت حفظ شدهاست) یا از طریق دریافت بدهی، سرمایهگذاری کند؛ بعضی اوقات یک شرکت از ترکیب این ساختارها بمنظور سرمایهگذاری استفاده میکند.
هنگام تحلیل ساختار سرمایه نسبت بدهیهای کوتاه مدت و بلند مدت در نظر گرفته میشود و در اینگونه مباحث هنگامی که به ساختار سرمایه اشاره میشود، معمولاً به نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام اشاره دارد، که بیانکننده میزان ریسک پذیری یک شرکت میباشد. معمولاً شرکتها اغلب از طریق دریافت بدهی، سرمایهگذاری میکنند، که این روش همواره ریسک اعتباری زیادی را نیز برای این شرکتها، در بر خواهد داشت.
عوامل تاثیرگذار بر ساختار سرمایه
برخی از عوامل بر ساختار سرمایه تاثیر می گذارند و در تصمیمات مالی مورد توجه قرار می گیرند که عبارتند از:
1. توان سودآوری
از نظر سود هر سهم، تامین مالی از طریق حقوق صاحبان سهام مطلوب تر از تامین مالی از محل بدهی است. از سوي دیگر، وقتی سطح سود قبل از بهره و مالیات بالا است، از نظر سود هر سهم تامین مالی از طریق بدهی خوشایندتر از تامین مالی از طریق سهام عادی است.
2. درجه ریسک
تصمیمات مربوط به ساختار سرمایه در وضعیتی گرفته می شود که مدیران باید توجه خود را به آثار روش هاي تامین مالی بر میزان ریسک و بازده شرکت معطوف کنند و از این طریق اثر ساختارهاي مالی را بر ثروت سهامداران ارزیابی کنند، که به دو نوع ریسک تجاري به معناي میزان ریسکی که در صورت عدم استفاده از بدهی به دارایی هاي شرکت مربوط می شود و ریسک مالی که به استفاده از اوراق بهادار و دارایی هزینه ثابت (بدهی و سهام ممتاز) اطلاق می گردد، تقسیم می شود.
3. کنترل
چنانچه شرکت بخواهد وجوه عمده اي را از طریق بازار سرمایه و از محل فروش سهام عادي به افراد بیرونی به دست آورد، ناگزیر است که بپذیرد که این راه تامین مالی ممکن است براي سهامداران اولیه خوشایند نباشد. لذا هنگامیکه اشخاص خارج از شرکت در مالکیت سهام مشارکت می کنند، مؤسسان اولیه نگران خواهند شد که سهمشان از مالکیت شرکت کاهش یابد و نتواند مانند گذشته بر امور شرکت کنترل داشته باشند.
4. انعطاف پذیري
انعطاف پذیري به توان شرکت براي تحصیل سرمایه از هر منبعی که بخواهد بهره برداري کند اشاره دارد. به عبارت دیگر، انعطاف پذیري بر آن دلالت دارد که شرکت قدرت استقراض خود را ذخیره کند تا بتواند در موارد غیرقابل پیش بینی وجوه مورد نیاز خود را از طریق بدهی به دست آورد.
5. سایر عوامل
عواملی همچون میزان رشد شرکت، سطح کلی فعالیت هاي تجاري، نرخ هاي بهره، قیمت سهام، توان دسترسی به وجوه در بازارهاي سرمایه، سیاست هاي مالیاتی، رابطه بین سهامداران و مدیران، تلقی وام دهندگان از شرکت و سایر عوامل بر تصمیمات مالی و ترکیب ساختار سرمایه مؤثر است.
نسبت های ساختار سرمایه
1) نسبت بدهی
از نسبتهای مالی است، که نشاندهنده این میباشد، که چه نسبتی از کل بدهیهای شرکت (مجموع بدهیهای جاری، بدهیهای بلندمدت) مربوط به داراییهایش (مجموع دارایی جاری، دارایی ثابت و سایر داراییها مانند سرقفلی) میباشد را، نسبت بدهی گویند.
به زبان سادهتر؛ نسبت بدهی از طریق تقسیم مجموع بدهیها، به مجموع داراییها، محاسبه میشود.

2) نسبت پوشش بهره
نشان دهنده توان شرکت در پرداخت هزینههای مالی مثلا بهره وامهای دریافتنی از محل سود عملیاتی

3) نسبت تسهیلات به سرمایه
میزان اتکای شرکت به استقراض از بانک و حقوق صاحبان سهام برای تامین مالی خود






